تبليغاتX
ساحل نشین اشک -

ساحل نشین اشک

هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 19:12 توسط اشکان وعلیرضا |


DESIGN BY : ashkan X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin